السيد حامد النقوي
131
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
تبجيل و تعظيم و مدح و اطراء و ثناء منصور ، و اثبات غايت جلالت و عظمت او در دين ظاهر است ، خبرى برنمىدارد ، و بملاحظهء آن حكم بناصبيت اساطين و ائمه خود نمىفرمايد ، و كدام عاقل تجويز خواهد كرد كه محض ذكر خلاف علويه با منصور ، كه سبب موافقت او با سنيه گرديده ، و نهايت صريح است در ذم و تهجين و توهين و تضليل او ، مفيد غايت حمايت منصور گردد ، و نهايت تعظيم و تبجيل ، و مدح و ستايش و اطراء و ثناء او ، و اعتقاد حقيقت خلافت او ، كما سيمر عليك ذلك كله ان شاء اللَّه تعالى على لسان ائمة السنّة و أركانهم ، هرگز سبب غايت حمايت منصور پر شرور ، و مثبت ناصبيّت اين حضرات پر زور نگردد . عجب كه فاضل رشيد اين اصطلاح بديع خود را ملاحظه نمىكند ، و بادّعاى اصطلاح مزعومى در باب جاحظ چشمك مىزند . اما فائدهء ثانيه پس مخدوش است به آنكه فاضل رشيد در ضار و نافع ، و شهد عالى و سم ناقع تميز نفرموده ، وسعت مذهب تشيّع را بكمال افتخار و استبشار ذكر مىكند ، و ثبوت آن را از عبارت صاحب « مجالس » تمرة الغراب گمان مىبرد ، حال آنكه پر ظاهر است كه ثبوت اين وسعت مضيّق مجال ، و قاطع قيل و قال آن معدن فضل و كمال است . چه هر گاه تشيّع مشرب أوسع المشارب باشد ، كه با وجود آشكار كردن دشمنى آل علي ، و قتل بسيارى از ايشان ، و زنده دفن كردن بسيارى از بنى فاطمه ، زوال نمىپذيرد . تشيع به معناى عام براى عباسيه موجب فضيلت نيست پس نسبت چنين تشيع بظلمهء بنى العباس ، مثبت هيچ فضلى و جلالتى براى ايشان نباشد ، و نسبت تشيع عام بايشان ، مثل نسبت اسلام بخوارج